درباره همشهری جوان
/* /*]]-->*/
با سلام. در این پست قصد دارم در 5 بخش در مورد مجله همشهری جوان مطلب بنویسم.
مطالب از علیرضا وحدانی . حومه تهران
بخش اول : خاطرات
1- قدیمی ترین شماره ای که از همشهری جوان دارم بر می گرده به شماره 118 . داستانش خیلی هم جالبه. یک روز صبح داشتم می رفتم مدرسه که دیدم شماره 118 درون یک سطل آشغال افتاده . چون روی جلدش تصویر ناصر حجازی بود و من هم که یک استقلالی دو آتشه بودم (و هستم) برای همین هم رفتم برداشتمش. هم کلاسی ام که باهام بود گفت : (( این آشغال رو برای چی بر میداری !!! ))
2- خاطره بعدی بر میگرده به صفحات رویداد X در هفته. اولین باری که این صفحات را می خودنم فکر کردم که همین روزها است که در مجله را تخته کنن بره پی کارش. ولی بعدش متوجه شدم که ای دل غافل ! این مجله یه عمره داره این این صفحات رو چاپ می کنه. اینقدر هم ذوق زده شده بودم که هر کسی رو می دیدم این صفحات را بهش نشان می دادم. هر چند بعدها از زبان بابام دلیل این صراحت و نترسی را فهمیدم ... (( مطمئن باش که پشت سرش یه کله گندس ! ))
3- هر وقت با داداشم دعوا می گرفتم، زمانی که کم می اورد یه نگاهی به اطراف می کرد ببینه همشهری جوان پیدا می کنه یا نه ! اگر پیدا می کرد سریع از وسط پاره اش می کرد ! چه جلب !!!
4- توی یکی از شماره ها این تیتر رو دیدم در صفحات رویداد : "فراهانی در برابر دی کاپریو " البته در ادامه نوشته شده بود که قراره گ.ف نقش یک زن افغانی رو بازی کنه که البته درست نبود. ولی وقتی حدود یکسال بعد فیلم رو دیدم به همشهری جوان شک کردم که این اخبار رو از کجا می آره !؟ نکنه شما هم آره !!!
5- در همان شماره یک گزارشی در مورد ازدواج داشت به اسم "چرا آن مرد نیامد". داخل مترو بودم و داشتم صفحات رو ورق می زدم که چشم دختر خاله ام که بغلم بود افتاد به این گزارش و گفت : (( مجله رو بده ببرم کرج )) من هم که نمی خواستم بدم گفتم : (( مجله جالبی نیست ! بیا همین صفحه رو برات پاره می کنم ببر خونه ! )) و همون جا پاره اش کردم.
6- جباری یک یادداشت داشت به نام " به همین سادگی " . واقعا نوشته های جباری خیلی جالبه. همین اتفاق هم دقیقا برای من افتاد. درباره محمد جباری یکی دو تا خاطره از نوشته هاش دارم که جلوتر می گویم.
7- اولین باری که احساس کردم سوال بزرگی که در ذهن من در مورد دختران جوان وجود دارد ، در ذهن کس دیگری هم هست ، زمانی بود که یادداشت " خیابان ها به سینما ها " محمد جباری عزیز را خواندم. واقعا بعضی از دل نوشته هایش به دل آدم می شینه.
8- خاطره بعدی کمی عصبانی ام می کنه بنویسمش. درباره 179 و گزارش آن شماره " بچه ها ! لو رفتیم" . روز بعدش یک ایمیل مفصل و شدیدا انتقادی نوشتم و تمام دق و دلی ام رو خالی کردم. البته نامم رو بطور کامل ننوشتم. می ترسیدم دستگیرم کنند !!!
9- شیرین ترین خاطره ام بر می گرده به صفحه " روز ها " . یادم نیست در کدام شماره بود، در مورد روز تولد " استاد آل پاچینو " یک قسمتی از کتاب مصابحه با آل پاچینو را آورده بودید. من تا قبل از این اتفاق حتی نام آل پاچینو را هم نشنیده بودم . حتی شاید فیلمی از ایشان ندیده بودم. ولی آنقدر این مطلب که در مورد شرط بندی ایشان با رئیس سینمایی که در آن کار می کرد روی من تاثیر گذاشت که در نمایشگاه کتاب ، این کتاب را پیدا کردم و حالا ایشان به الگوی زندگی من تبدیل شده است.
10- خاطره بعدی هم که شاید خاطره خیلی از دوستان دیگر هم باشد مربوط می شود به شماره 206 . بله دیگه آگهی ترحیم علی دایی کبیر. یادم است روز بعدش در مدرسه یکی از بچه ها جلد مجله رو کنده بود و آورده بود مدرسه و به همه داشت نشان می داد !! همین چند روز پیش هم که داشتم توی پاساژ محله قدم میزدم داخل یک مغازه که جلد مجله را چسبونده به دیوار مغازه اش . اینجاست که باید به قول فردوسی پور بگم : (( چه می کنه این دوست محمدی ! ))
نظرات و پیشنهادت :
1- بهتر است بجای اینکه صفحه بسم الله را اینقدر بزرگ کار کنید ، آن را به دو قسمت تقسیم کرده و نصف آن را جملاتی از بزرگان علم و ادب و... (مانند : انیشتن ) کار کنید. یادمان باشد که نوجوان و جوان به امید و انگیزه خیلی نیاز دارد.
2- بهتر است بعد از تغییراتی که در صفحه "یادداشت" داشته اید ، به سر و گوش بقیه صفحات نیزعنایتی داشته باشید.
3- در دنیای امروز تکنولوژی و کار با رایانه به یکی از اصلی ترین مهارتهای زندگی بشر تبدیل شده است. بهتر است بجای یک ستون ، یک صفحه کامل به این امر اختصاص دهید.
4- در صورتی که برای صفحه سبک زندگی موضوع خاصی ندارید این صفحه را در آن شماره کار نکنید. بهتر از این است که به موضوعاتی مثل : مقابله با آلودگی هوا یا کله پاچه و ... کار کنید.
5- از نظر من بهتر است بجای فیلم های ایرانی ، فیلم های هالییودی را نقد کنید بیشتر.
6- خدا وکیلی چقدر تئاتر در بین جامعه ما نفوذ دارد. لطفا موضوعات تئاتری کار نکیند.
7- با بودن مجله قدرتمندی مانند تماشاگر ، بهتر است به جز در موارد خاص به سراغ ورزش نروید
8- اگر صفحات روزها را به یک صفحه کاهش دهید به کسی بر نخواهد خورد . باور کنید.
9- بنده به شخص از ورود تبلیغات به مجله نارحت نیستم . بالاخره شما هم باید نان بخورید دیگر !
10- فروش هفته فیلم های سینمای ایران و جهان به درد کسی نمی خورد. فروش کل کفایت می کند.
11- لطفا کیفیت صفحات مجله را حفظ کنید. (منظور= لطفا صفحات را گلاسه نکنید ! چرا ؟ چون در شب انعکاس نور اذیت می کند و دوم که مجله گران می شود. )
12- پیشنهاد می کنم یک مجله نیز در زمینه سینما تهیه کنید. البته مانند بقیه مجلات سینمایی گران نباشد.
ویژگی های ممتاز :
1- چاپ در قطع A4
2- صفحات رویداد X در هفته !
3- گوی و تمشک طلایی (بخش کر کر خنده !)
4- قیمت مناسب
5- هفتگی بودن
6- کمترین تبلیغات
انتقادات و شکایات :
1- در زمان نوشتن این مطلب می ترسم که اگر این مطلب را بخوانید ، بهتان بر
بخورد و از سر لج من را در فستیوال شرکت ندهید. ولی اگر ننویسم تو دلم می ماند.
مجله شما یکی از معدود مجلاتی است که به هیچ عنوان به خوانندگان منتقد خود احترام
نمی گذارد. مخصوصا در بخش بازتاب ها . یعنی خود من هر بار که از طرف یکی از
خوانندگان مطلب انتقادی کاملا درست و بجا می دیدم ، شما هر طور که می توانستید آن
فرد را کوبیده و نفهم جلوه می دهید.
شاید از این مطلب خوشتان نیاید ولی از نظر من این بزرگترین مجله شماست.
2- به مدت یکسال بنده مشترک مجله شما بودم. در این مدت مجله یک هفته در میان به دستم می رسید و یا مجبور می شدم مجله را خودم از کیوسک روزنامه فروشی تهیه کنم و یا قید آن شماره را می زدم. هر بار هم که با امور مشترکین تماس می گرفتم ، در پاسخ می گفتند که رسیدگی می کنیم. آخرین باری هم که تماس گرفتم ، اپراتور محترم فرمود که به ما مربوط نمی شود ! این رویه به مدت شش ماه از اشتراک من اتفاق افتاد. 2 یا 3 شماره مانده به پایان اشتراک من بود که نامه ای به همراه یک کتاب به درب منزل من رسید که در آن نوشته شده بود که برای جبران کاستی ها به شماره فلان تماس بگیرید. ما هم که فکر می کردیم که الان می توانیم به حقمان برسیم به شماره ذکر شده تماس گرفتیم ولی اپراتور محترم ما را بصورت محترمانه پیچاند.
تشکر ویژه :
نا سپاسی دیدم اگر از تمام دوستانی که ویژه نامه سریال ها را کار کردند تشکر نکنم. هر چند با بعضی از قسمتها موافق نبودم ولی انصافا ویژه نامه بسیار کامل و مفیدی بود.
http://festival.hamshahrimags.com/


